به نام نامی دوست....
پازل دل کسی رو بهم ریختن که هنر نیست ،
هر وقت...
هر وقت با تیکه ها ی شکسته دل یه نفر ،یه پازل جدید،
براش ساختی هنر کردی !
..............................
به نام نامی دوست....
پازل دل کسی رو بهم ریختن که هنر نیست ،
هر وقت...
هر وقت با تیکه ها ی شکسته دل یه نفر ،یه پازل جدید،
براش ساختی هنر کردی !
..............................
به نام نامی دوست...
میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (ص) بر شما عزیزان مبارک...
چرا ما آدمها معمولا فقط به اتفاقات اطراف خودمان نگاه می کنیم.
و با قالب های ذهنی خودمان نگاهمان را روی چیزهایی متمرکز
می کنیم که ممکن است درست و مناسب نباشند. اما اگر انسان
یاد بگیرد که گاهی نیم نگاهی به نگاه خودش بیندازد و بی پروا
چشمانش را به هر چیزی خیره نکند، آنگاه از روی کنترل مسیر
نگاه می توان از خیلی قضاوتها ی عجولانه و نادرست در مورد اشخاص
دوری جست و صاحب نگاهی پاک وپسندیده شد.
میلاد خجسته باد
بانوان زیبا دل و نیکو سرشت روزتان مبارک
مواد لازم برای تهیه شکلات زندگی ...
۱- توکل به خدا ، به وسعت عالم.
۲- تفکر مثبت به تعداد هر فکر.
۳- تدبیر مناسب ، به تعداد هر اقدام.
۴- صبر وتحمل ، در کل مسیر زندگی.
۵- استفاده از تجربه ، هر چه بیشتر باشد ، بهتر است.
................
من دلم می خواهد خانه ایی داشته باشم ، پر عشق و دوستی...
بر درش برگ گلی می کوبم...
روی آن با قلم سبز بهار می نویسم :
خانه عشق و صداقت اینجاست...
خانه دوستیهای ما ،اینجاست...
تا که دیگر نپرسد سهراب،
خانه دوست کجاست!
........
هوالعشق....................
روزی آرام، آرام آمد به سراغم / چند لحظه ایی نگاهم کرد و رفت.
من غوطه ور در خیال سبز خویش / او آهسته بر حیاط دلم کوبید و رفت.
از آن روز دیگر ندیدم خود را / شاید او خود را در من نهاد و رفت.
من مشتاق دوباره دیدنش در پی او / هر جا رسید از خود نشانی گذاشت و رفت.
در جستجویش به گلستان آرزویی رسیدم /
گل نرگس گفت: روزها پیش از این جا گذری کرد رفت .
در میان راه دریای محبتی دیدم و چند ماهی تشنه پچ پچی کردند که سوار /
قایقی شد و از اینجا رفت.
در سحرگاه صبح بهاری نسیمی که با خود می برد خستگی ها را پرسید؟
دنبال که می گردی ؟شاید دیدمش میان راه ،
گفتم: نمی دانم کیست ، ولی در من غوغایی به پا کرد و رفت /
آرام خندید و گفت :شاید آن عشق است /
که این چنین دلت را خاکستر کرد و رفت.
...............
به نام زیبای ، زیبا آفرین....
جهار نفر بودند، بنامهای هم کس ، یک کس ،هر کس و هیچ کس.
یه کار مهم وجود داشت که می بایست انجم می شد،
از همه کس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه کس می دونست که یک کسی آن را انجام خواهد داد.
همه کس می توانست آن کار را انجام دهد . اما هیچ کس آن را انجام نداد.
یک کسی از این موضوع عصبانی شد ، به خاطر اینکه ،
این وظیفه همه کس بود.
همه کس فکر می کرد هر کسی می تواند آن را انجام دهد ، اما هیچ کس
نفهمید که هر کسی آن را انجام نخواهد داد.
سر انجام این شد که همه کس ، یک کسی را برای کاری که هر کسی،
نمی توانست انجام دهد و هیچ کس انجام نداد سرزنش کرد !
ای عشق تو آمدی ،
جهان زیبا شد،
ای عشق ، هر دل که سراچه تو شد،
دریا شد،
سر بر سر شانه ات نهادم همه شب
آنقدر گریست ،
آنقدر گریست دیده ، تا دل وا شد
.....
لطیفا......
سختی ها به سبکی هوا ،عشق به عمق فضا
دوستان به سختی الماس،
و موفقیت به روشنی خورشید...
فرا رسیدن عید سعید بر شما پیشاپیش مبارک

مهربانی را بیاموزیم
فرصت آیینه ها در پشت در مانده است
می شود در عصر آهن
-آشنا تر شد
سایبان از بید مجنون،
-روشنی از عشق
می شود جشنی فراهم کرد
می شود در معنی یک گل شناور شد
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده است
موسم نیلوفران یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی است
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی
می شود بر خاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد
دستهای خسته ای پیچیده با حسرت
چشمهایی مانده با دیوار رویارویی
چشمها را می شود پرسید
یک نفر تنهاست
در زمین زندگانی
آسمان را می شود پاشید
می شود از چشمهایش...
چشمها را می شود آموخت
می شود بر خاست
می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون شد
می شود دل را فراهم کرد
می شود روشنتر از اینجا و اکنون شد
جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در،
لحظه های بیدریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را !؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم !؟
می شود بر گشت
می شود بر گشت و در خود جستجویی داشت
در کجا یک کودک ده ساله در دلواپسی گم شد؟
در کجا دست من و سیمان گره خوردند ؟
می شود بر گشت
تا دبستان راه کوتاهی است
می شود از رد باران رفت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد
می شود کیفی فراهم کرد
دفتری را می شود پر کرد از آیینه خورشید
در کتابی می شود روییدن خود را تما شا کرد
من بهار دیگری را دوست می دارم
جای من خالی است
جای من در میز سوم ، در کنار پنچره خالی است
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکبها
جای من درچشمهای دختر خورشید
جای من در لحظه های ناب
جای من در نمره های بیست
جای من در زندگی خالی است
می شود بر گشت
اشتیاق چشمهایم را تماشا کن
می شود در سردی سر شاخه های باغ
جشن رویش را بیفروزیم
دوستی را می شود پرسید
چشمها را می شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم
........................
اگه کار دنیا بر عکس بود !،
میدونید چی می خوردیم؟
یه قاچ بزرگ سوپ و یه لیتر تموم گوشت می خوردیم،
با یه ساندویچ شربت آبلیمو ، بعدش هم
یه خرده بستنی برشته یا کیک ، دوچرخه سواری،
سالاد دفترچه درست و حسابی، کباب پیژامه،
املت کلاه و سوخاری مقوای برشته
یه شیر مالت غلیظ ، از مداد و گل مینای درسته.
آره اینارو می خوردیم ،
اگه کار دنیا بر عکس بود.
اگه کار دنیا بر عکس بود ،
می دونید چی می پوشیدیم؟
کت و شلوار شکلات و کراوات نون خامه ایی ،
کفش های شیرین بیان ، گوش بند شیرینی ژلاتینی،
در ضمن، روزنامه اخبار نعنا پونه ای هم می خوندیم.
پسرا رو "الهه" ،دخترا رو "بیژن" صدا می کردیم،
با گوش هامون حرف می زدیم ، و با خودمون یه چتر ،
کاغذی برای مواقع غبار آلوده بر می داشتیم.
آره ، این کارها رو می کردیم ،
اگه کار دنیا بر عکس بود.
اگه کار دنیا بر عکس بود ،
دیگه چیکار می کردیم؟
روی اقیانوس راه می رفتیم و توی کفش هامون شنا می کردیم،
در زمین پرواز می کردیم و در آسمون لی لی می کردیم ،
توی وان حمام می دویدیم و روی پله ها حمام می کردیم.
و وقتی کسی رو میدیدیم ، می گفتیم "خداحافظ نازنین".
و وقتی داشتیم می رفتیم ، اونوقت می گفتیم،
"سلام مهربان حالت چطوره" .
در اون صورت یه آدم خنگ و تنبل ، بزرگترین انسانها بود
و ما هم اون وقت شاه می شدیم و......
اگه کار دنیا بر عکس بود.
السلام وعلیک یا ابا عبداالله
سلام بر حسین (ع).......
کسی که به خونش جانش را ارزانی داشت

سلام بر حسین که که خداوند در خاکش شفا را قرار داد.
سلام بر حسین که اجابت دعا در زیر گنبدش می باشد.
سلام بر حسین که امامان از فرزندان و ذریه اش هستند.
سلام بر آغشته به خون...
سلام بر حسین که خیمه اش دریده شد
سلام بر حسین که فرشتگان بر او گریستند
سلام بر کشته شدگان مظلوم
سلام بر گونه و رخسار خاک آلود
تو برای خداوند فرمانبردار بودی و برای رسول خدا (ص) پیرو،
و برای پدرت شنوا و به سوی (اجرای)وصیت و سفارش برادرت،
شتابگر کوشا ، و برای پایه های دین بلند کننده ،و برای سر کشی،
و طغیان در هم کوبنده، و به آشوبگران و طغیان گران سحتگیر و ،
کوبنده. برای امت نصیحتگر ،در لحظات مرگ ستایشگر و تسبیح،
کننده و بر گناهکاران هرزه در گیر شونده.
به حجت و دلیل های خداوند قیام کننده ، برای اسلام و مسلمانان،
رحم کننده و برای حق باور ، در هنگام بلا و گرفتاری شکیباو برای
دین نگهبان و از محدوده آئین دفاع کننده........
السلام علیک یا ابا عبدالله
سلام بر عزاداران حضرت امام حسین (ع)
سلام بر دوستداران و محبان حضرت امام حسین (ع)
سلام بر خادمان با صداقت و محب خاص حضرت
التماس دعا
...............
توی اون کیسه چیه؟ توی اون کیسه چیه ؟
قارچ توشه یا ماه توشه ؟
نامه های عاشقانه س یا پر غاز توشه ؟
شاید هم بزرگترین بادبادک دنیا توشه ؟
توی اون کیسه چیه؟این رو همش ازم می پرسن همه کس
سنگ مرمره یا کتابه ، یا ذرت بو داده س؟
قد دوسال رخت چرک هاته ،
یا اینکه بزرگترین کوفته قلقلی دنیا باهاته؟
مگه هیچ وقت کسی ازم می پرسه ،..ببینم ، روز تولدت کیه؟
مونو پولی بازی می کنی ؟یا ، چی دوست داری؟
تو زندگی مقصدت کجاست ؟ یا ، می دونی ؟
یا اینکه ، اون گل سرخ رو کی رو لباست گلدوزی کرده؟
نه ، تنها چیزی که براشون مهمه اینه که بدونن اون کیسه چی توشه،
پاره سنگ گوله شده یا زرافه لوله شده ؟
آخه چی توشه : آره اوره ، ........
اگه حدس بزنیم چی توشه، نصفش رو بهمون میدی ؟ - انگار زوره !
مگه ازم می پرسن از کجا داری میای ، چقدر اینجا می مونی ،
کجا داری میری ، کی بر می گردی ، می دونی ؟
یا..چطوری ؟..یا..چه خبر؟..یا..چرا غصه داری ؟
نه بابا ، تنها چیزی که می پرسن اینه : توی اون کیسه چی داری؟
همه ش ..توی اون کیسه چیه ؟.هر چی دیده از چشم خودش دیده .
چی ؟
ای بابا ، تو یکی نپرس دیگه !